ﻧﻴﺎ ﻭﻓﺎ ﻧﺪﺍﺭﻩ ...
ﺍﻳﻦ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ١ﺛﺎﻧﻴﻪ ﺑﻌﺪ ﺧﻮﺩﺕ ﻫﻢ
ﺧﺒﺮﻧﺪﺍﺭﻱ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﺑﺮﺍﻡ ﻣﻌﻨﻲ ﭘﻴﺪﺍﮐﺮﺩ ﮐﻪ
١ﺭﻭﺯ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻋﻴﺪ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺑﺎ ﻣﻮﺗﻮﺭﺵ ﺭﻓﺖ
ﺗﺎ١٠ﺩﻗﻴﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﮔﺮﺩﻩ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭘﻴﺸﻢ ﺍﻣﺎ
١ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻌﺪ ﺧﺒﺮ ﺍﻳﺴﺖ ﻗﻠﺒﻴﺶ ﺑﻬﻢ
ﺭﺳﻴﺪ ....
ﺩﻧﻴﺎ ﻫﻤﻴﻨﻪ
+ نوشته شده در
92/01/06ساعت
5:48 PM  توسط نميدونم
|
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ...
ﺑﻪ ﺿﺮﺏ ﺍﻟﻤﺜﻞ ﻫﺎ ﻫﯿﭻ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩﯼ ﻧﯿﺴﺖ ...
ﻣﺎﻫﯽ ﺭﺍ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﮕﯿﺮﯼ ... ﻣﯿﻤﯿﺮﺩ !!!
برچسبها:
نميدونم,
زندگي کن
+ نوشته شده در
91/12/27ساعت
2:5 AM  توسط نميدونم
|
چقدر دلم ميخواد همين الان بذارم بخوابم بيدارنشم' به خدا ديگه نميکشم آخه اين همه مصيبت چطوري ميشه سر يه نفر آوار بشه ......... ديگه نميکشم کم آوردم فقط مردن ميتونه آزادم کنه از اين همه مصيبت ولي يه مرگ آروم و بيدرد؛مرگي که پشت سرش حرف و حديث نباشه مرگي که نجات يافتني تو کار نباشه...........نميدونم؛...؛....
برچسبها:
نميدونم
+ نوشته شده در
91/12/26ساعت
7:30 PM  توسط نميدونم
|
همش دلم ميخواد از خاطراتم بنويسم و از گذشته.... گذشته اي که تلخ و شيرين گذشته...گاهي ميخوام فراموش کنم امافقط گاهي ......... بيشتراوقات باهرتلنگري برميگردم به گذشته؛با يه ترانه؛يه اسم؛يه عکس؛بازخواني يه ايميل و ... گذشته ها گذشته اينوخوب ميدونم اما هنوزم که هنوزه حکمت خدا رو نميدونم ........ خدايا شکرت ,شکر براي دري که از روي حکمت بستي و شکر براي دري که ازرويي رحمت بازکردي ,شکر براي درهايي که نميدونم کدومش حکت داشت و کدومش رحمت ..... خدايا شکرت
برچسبها:
نميدونم
+ نوشته شده در
91/12/23ساعت
9:30 PM  توسط نميدونم
|
ع ش ق
واقعا عشق چیز دیگریست
نمیدونم....بازم نمیدونم .... چرا من انقدر کم میارم درمقابل احساساتم و نوشتن نمیدونم
خدا خودش میدونه... اما نه شاید اونم دیگه از دستم خسته شده باشه... نمیدونم بازم نمیدونم...
برچسبها:
ع ش ق,
نمیدونم,
عشق چیزدیگریست
+ نوشته شده در
91/12/18ساعت
11:10 AM  توسط نميدونم
|
+ نوشته شده در
91/12/14ساعت
12:8 PM  توسط نميدونم
|
میخواهم از خودم بگریزم بروم خیلی دور، مثلا ، مابین مردمان عجیب و غریب، یک جایی بروم که کسی مرا نشناسد، کسی زبان من را نداند، میخواهم همه چیز را در خود حبس بکنم، اما میبینم برای اینکاردرست نشده ام!......
زنده بگور........صادق هدايت
برچسبها:
زنده بگور,
صادق هدايت
+ نوشته شده در
91/12/10ساعت
12:2 PM  توسط نميدونم
|
يکي ديگر از زيباترين رمانهايي که توي گوشي خوندم .... 'عشق چيز ديگريست' .... واقعا چيز ديگريست,دستخوش به نويسنده اين رمان.
برچسبها:
رمان,
عشق چيزديگريست
+ نوشته شده در
91/12/10ساعت
10:11 AM  توسط نميدونم
|
دارم ميترکم.....يه رمان خوندم به اسم 'آن نيمه ديگر' يه حقيقتهايي برام داره روشن ميشه درمورد سازمانهاي مافيايي واقعا دپرس شدم من...
برچسبها:
آن نيمه ديگر,
رمان
+ نوشته شده در
91/12/03ساعت
9:17 AM  توسط نميدونم
|
تنهایی ام را با تو قسمت می كنم سهم كمی نیست ................ گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست.
برچسبها:
تنهايي,
باتو
+ نوشته شده در
91/11/22ساعت
8:24 AM  توسط نميدونم
|
چند سال پیش وقتی که ترکم می کردی
گفتی که از یاد ببرم هر آنچه بینمان بود
من نیز اسمت را بر در و دیوار نوشته ام
تا خاطرم باشد که باید...
فراموشت کنم!!!
برچسبها:
وقتي ترکم ميکردي,
چندسال پيش
+ نوشته شده در
91/11/20ساعت
2:43 PM  توسط نميدونم
|
تنهاترين و بزرگترين درسي که من از زندگي گرفتم :وقتي دعايي ميکني يا چيزي ميخواي از خدا به تک تک کلماتي که استفاده ميکني دقت کن خيلي دقت کن ..... (اين يه تجربه شخصي هست و خيلي مثالها و داستانهاي مختلفي در اين رابطه هست اما من واقعا تجربه کردم.).
برچسبها:
زندگي,
خدا,
دعا
+ نوشته شده در
91/11/19ساعت
12:15 PM  توسط نميدونم
|
يك جمله ی حسابی از مرحوم عالیقدر دكتر حسابي:
حاصلضرب "توان" در "ادعا" مقداری ثابت است، هر چه "توان" انسان کمتر باشد"ادعا"ی او بیشتر استو هر چه "توان" انسان بیشتر شود"ادعا"یش کمتر می گردد.
برچسبها:
حرف حسابي,
دکترحسابي
+ نوشته شده در
91/11/11ساعت
8:59 PM  توسط نميدونم
|
چه ميکند اين رمان ........تقلب....... .
به جان خودم خيلي عاليه عجيب حال کردم باهاش.
برچسبها:
رمان تقلب
+ نوشته شده در
91/11/04ساعت
3:58 PM  توسط نميدونم
|